تمام خودت را سر کار نیاور

12345

تمام خودت را سر کار نیاور

چون هیچ کس واقعا نمی خواهد آن را ببیند

یکی از عبارتی که برای یک دهه گذشته در همه جا مد شده بود: «تمام خودت را بیاور» “Bring your whole self”

 یکی از چهار ارزشی است که بریتیش لند (British Land)، یک توسعه‌دهنده املاک، در وب‌سایت خود به آن اشاره می‌کند. انتشارات کوارتز ، سال گذشته کارگاهی به نام « چگونه تمام و کمال خود را در محل کار هدایت کنیم» راه اندازی کرد. یک بانک به کارمندان احتمالی وعده می‌دهد: « با همه وجودتان به اینجا خوش آمدید.» (Whole Foods هم از این عبارت در سایت مشاغل جهانی خود استفاده می کند، اما بهانه مناسب تری دارد.)

Workday، یک شرکتسرمایه گذاری  نرم‌افزاری، می‌خواهد کارمندانش «بهترین خودشون » در محل کار باشند. Finn، یک سایت تبلیغات طبقه بندی شده در نروژ، یک متخصص را با حقوق و مزایا که دوست دارد استخدام می کند تا « خود واقعی» خودش را به دفتر بیاورد. Key، یک بانک آمریکایی، ترجیح می دهد از اصطلاح « خود معتبر (authentic)» استفاده کند. ایده ای که این عبارات را بوجود آورده است از این عبارت برآمده است که: کارمندان نیازی به تظاهر به کسی که نیستند ندارند.  به جای داشتن یک شخصیت در محل کار و یک شخصیت در غیر محل کار، افراد فقط می توانند آرامش داشته باشند و همیشه خودشان باشند.

در پس این فکر نیت خوبی نهفته است ، یا بهتر بگوییم نیت خیر زیادی. مفهوم کلی به طریق مختلفی این ایده را به تصویر می‌کشد که اگر افراد به هدف شرکت اعتقاد داشته باشند، بیشتر درگیر کار می‌شوند. اگر همکاران یکدیگر را درک کنند، تیم ها موثرتر هستند. یا این که افراد با هویت های مختلف باید در کالبد خودشان احساس راحتی کنند. شرکت‌ها باید به مسائلی که بر رفاه کارکنانشان تأثیر می‌گذارد، از سلامت روان گرفته تا مراقبت از کودکان، اهمیت دهند و به آنها پاسخ دهند. و اینکه رهبران باید برخی از جنبه های انسانی خود را نشان دهند تا با کارکنان خود در ارتباط باشند.

هیچ کدام از این چیزها احمقانه نیست. بسیاری از آنها در واقع به خودی خود مطلوب هستند. با این حال، هر ایده ای که مفهوم گسترده ای را شامل شود، حتماً سوراخ هایی در آن بوجود خواهد آمد، و این مورد به آبکش تبدیل شده!

این که هیچ کس نباید تمام وجود خود را به سرکار بیاورد ، بدیهی است . مردم ترکیبی از صفات خوب و بد هستند، که خیلی از این صفات باید از محل کار دور نگه داشته شوند. خود حرفه ای شما همچنان که تعهد خود را به کار نشان می دهد، ناهارش را پشت میز می خورد. در صورتی که  خود واقعی تان در حال برنامه ریزی برای تعطیلات بعدی است و روی مبل بستنی می خورد. خود حرفه ای شما به هیئت مدیره ارائه می دهد و چیزهایی از این قبیل بگویید: « بیایید تیم تحقیق و توسعه را وادار کنیم تا لاستیک ها را در این مورد رد کنند.»  خود واقعیتان اما تمایل دارد بپرسد: «کسی جوراب های من را ندیده است؟ » وانمود کردن به کسی که نیستید، نه تنها اشکالی ندارد که بسیار هم ضروری است.

به همین دلیل، کارفرمای شما ممکن است بگوید از شما می‌خواهد که تمام خودتان را به کار بیاورید، اما واقعاً منظورش به این معنی نیست که تمام خودتان را به کار بیاورید . یک شرکت سلسله مراتبی دارد که حتی با شعورترین رؤسا هم از افراد انتظار دارند تا از دستورات پیروی کنند نه از قلبشان. اگر حرفی بزنید که باعث شرمساری جدی شما شود، همانطور که ماه گذشته یکی از مدیران ارشد  Hsbc  بخاطر گوشزد کردن خطرات تغییرات آب و هوا ،مورد تمسخر واقع شد و در نهایت به جای اینکه به دلیل صراحت مورد تحسین قرار گیرد، مورد انکار قرار گرفت.

 هر شغلی که شامل یونیفرم باشد به این مفهوم است که از کارمندان انتظار داریم رده بندی شخصیت‌های خود را در نظر بگیرند نه اینکه صرفا آن‌ها را بیان کنند. زمانی که شرایط سخت می شود یا عملکردها نامناسب است، یک کارمند در درجه دوم قرار می گیرد و ردیف بودجه اولویت قرار می گیرد و اگر شرایط ایجاب کند، از او خواسته می شود که کارش را ترک کند و تمام وجودش را هم با خودش ببرد.

کاندیداهای مشاغل معمولاً احساس می کنند که موظف هستند چند چیز را در مورد خود به مصاحبه کننده ها بگویند تا نشان دهند که انسان هایی فرهیخته هستند.

 بسیاری از مدیران نیز با نوع بسیار مصنوعی از ارائه های معرفی خوددر مصاحبه ها سروکار دارند. یک قاعده نانوشته وچود دارد؛ اگر در مورد چگونه معتبر بودن مشاوره می‌گیرید، اصیل نیستید و اگر خودتان را برای نمایش آسیب‌پذیری برنامه‌ریزی می‌کنید، در واقع حیله گری کنترل شده ای  را نشان می‌دهید.

 یکی از جذابیت های محل کار این است که مکانی است که در آن یک تلاش مشترک وجود دارد.  آن تلاش “کار” نامیده می شود.  برای اینکه یک همکار خوب باشید باید دوستانه رفتار کنید، اما نیازی نیست که واقعا دوست باشید.  شما باید توانایی همدلی داشته باشید، اما نیازی نیست که دائما احساساتی باشید.  شما باید حضور پیدا کنید، سخت تلاش کنید و نقش خود را ایفا کنید.  شما باید نقش حرفه ای خودتان را سرکار بیاورید.

منبع

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *